|
نه قسم يادشده ، مربوط به يك نوع از تلقيح است و نوع ديگرآن نيز خودداراى صورتهاى متفاوتى است: صورت اول:گرفتن نطفه زن و شوهر و قراردادن آن در رحم همان زن يا همسر ديگر آن مرد و يا در رحم كنيز او. دليلى بر حرمت هيچ يك از فرضهاى اين صورت نداريم و لذا با شك در حرمت آنها، اصل برائت جارى مىشود. البته تنها در مورد خود اين فروض، برائت جارى مىشود.
|
|
ادامه مطلب...
|
|
مقايسه بين ماده 1130 قبلي و اصلاحي
ماده 1130 پيشين مقرر مي داشت حكم ماده قبل (1129) در موارد زير جاري است: 1_ در مواردي كه شوهر ساير حققو واجبه زن را وفا نكند و اجبار وي هم بر ايفاء ممكن نباشد. 2_ سوء معاشرت شوهر به حدي كه ادامه زن را با او غير قابل تحمل سازد.
|
|
ادامه مطلب...
|
|
2_ طلاق به حكم دادگاه:
در اين شيوه اراده مرد مدخليتي ندارد بدين صورت كه زن نخست از دادگاه تقاضاي طلاق مينمايد و دادگاه با رعايت شرايطي حكم طلاق را صادر ميكند. موجبات طلاق به درخواست زن و حكم دادگاه يا به علت عدم پرداخت نفقه از جانب شوهر مي باشد (ماده 1129) و يا در مورد غيبت طولاني شوهر (ماده 1011 و 1023 ق.م) و يا به اين دليل كه دوام زوجيت موجب عسر و حرج زوجه باشد (ماده 1130 اصلاحي قانون مدني).
|
|
ادامه مطلب...
|
|
ماده 1133 قانون مدني بيان ميدارد مرد مي تواند هر وقت كه بخواهد زن خود را طلاق دهد مبناي اين حكم در فقه آيات متعددي از قرآن كريم و روايت مشهوره الطلاق بيدمن اخذ بالساق ميباشد.(1) براين اساس مرد ميتواند با رعايت شرايط صحت طلاق، بدون جلب رضايت و موافقت زن و بدون وجود دليل و انگيزه اي خاص زن خود را طلاق دهد. در لسان شرع طلاق حلالي است كه از آن به مغبونترين حلالها نزد شارع نام برده
|
|
ادامه مطلب...
|
|
خطبه 126 نهج البلاغه يكساني مردمان در برابر قوانين و بهره مندي مساوي و عادلانه مسلمانان از داراييهاي عمومي از احكام حتمي اسلامي است و سنت و شيوه حكومتي پيامبر اكرم (ص) بر همين قاعده و منش بود. اما پس از پيامبر(ص) برخي از حاكمان از اين قانون و سيره عدول كردند و بعضي از مسلمانان را بر بعض ديگر برتري بخشيدند و سهم بيشتري از بيت المال به آنان اختصاص دادند و امتيازهايي برايشان قائل شدند. مثلا:
|
|
ادامه مطلب...
|
|
بخش سوم ـ قانون حاكم بر فرزند خواندگي در حقوق برخي كشورها( مطالعه تطبيقي )
دربارة انتخاب قانون حاكم بر فرزند خواندگي در كشورهاي مخالف ، مقررات متفاوتي وجود دارد . در مقررات برخي كشورها ، بين مرحله ايجاد نهاد فرزند خواندگي ، و مرحله استفاده از آثار فرزند خواندگي قائل به تفكيك شده اند . در مقررات مصر و كويت در مسائل مربوط به صحت فرزند خواندگي قانون دولت متبوع پدرخوانده و فرزندخوانده هر دو ملاك مي باشد ولي در مسائل مربوط به آثار فرزند خواندگي ، قانون دولت متبوع
|
|
ادامه مطلب...
|
|
بخش دوم ـ قانون حاكم بر فرزند خواندگي در حقوق ايران
به منظور سهولت در طرح مسائل و يافتن راه حل درست موضوعات مطروحه ، روابط حقوقي افراد با توجه به تجانس آنها در دسته هاي مختلف تقسيم بندي گرديده كه به آنها دسته هاي ارتباط مي گويند.
|
|
ادامه مطلب...
|
|
مقدمه
پذيرش كودكان بي سرپرست و يتيمان به فرزندي ، خواه به منظور كمك به آنان و خواه در جهت رفع نيازهاي معنوي پدران و مادراني كه به هر دليل فاقد فرزند هستند ، از دير باز در جوامع بشري معمول و مرسوم بوده است . از اين رو ، پذيرفتن فردي كه فرزند واقعي و طبيعي زوجين محسوب نمي گردد ، تحت عنوان فرزند خواندگي در جوامع گوناگون از سابقه اي طولاني برخوردار است و در زمان ها ونظام هاي مختلف حقوقي ، شرايط و آثار متفاوتي دارد .
|
|
ادامه مطلب...
|